زندگی راهبه ای من

مرده شور هر چه شعر است را

برده اند

من دیوانه تر از تو ام سروانتس!

همه را چال کرده ام در سکوت

ماه ها

گلویم می سوزد و به نهادینه شدن دموکراسی در افغانستان

عق می زنم.

مثل شوالیه ای که نیست

کتاب سوم را در باد ایستاده ام

"دسترسی به این سایت" را سروانتس!

هوا گرم است و یک آهنگ همیشگی تکرار می شود.

تک را ر می شود

در سرزمینی که نیست سرگردانم

آفتاب آنقدر تابیده که فراموش می شود

دیگر هیچ پیام آوری را نخواهم زیست

زندگی راهبه ای من.

 

آ زینب چوقادی

 

/ 13 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ح

خوب بود ممنون

س.ه

سلام خیلی زیبا بود به روزم

امير حسين.ن

سلام استاد خيلي كم پيدايد؟ عالي بود هنوزم شما بهتريت استاد دوران دانشگاه من هستيد.

دوست

جلسه انجمن شعر زنان تهران در روز پنجشنبه ی پایان مرداد ماه ۲۹-۵-۸۸با حضور شاعری از استان مازندرا ن برگزار خواهد شد .موضوع بحث "شعر معاصر عرب وزنان شاعر عرب" خواهد بوددر این جلسه راجع به شعر ترجمه وترجمه ی شعر نیز بحث می شود. مژده پاک سرشت سخنران این جلسه ومحل تشکیل جلسه دفتر موسسه رسانه هنر اردی بهشت خواهد بود نشانی محل برگزاری:خ سبلان شمالی کوچه شهید نوری کوچه شهید ترابی پلاک ۱۴/شماره تماس ۸۸۴۰۳۷۵۹ ساعت۴ بعداز ظهر منتظرعلاقمندان تان هستیم

کسری صدیق شجاع

سلام خانم چوقادی سپید نشنیده بودم ازتون چون نه میخام فقط سرسری بگم لذت بردم و نه وقت میشه که شخم بزنم! پس به کل چیزی نمی گم! ممنون بدرود

رضا خیری

سلام سری هم به ما بزنید همیشه بهار باشید

محمد

صوفی شهر بین که چون لقمه ی شبهه می خورد پاردمش دراز باد این حیوان خوش علف....

از منشند b4، از بنده مي پذيريد که سروانتس نويسنده ي دن کي هوته نيست : دلايل آن را ارائه داده ام خدمتتان ؛ فرنسيس بي کن را، ملعون ، پيشتاز خردگرايي - پيش تر از دکارت مخنث- و طراح همين سيستم هاي دموکراتيک فري مي سن-فرموده که را . نسخه ي اصل و انگليش دن کي هو ته را دارم. اولين بار که داستان را خواندم، سمت راست سرم پر شد از تصاوير نايت اررنت (نه شواليه) هاي انگليش! و سمت چپي از دلايل خردمندانه ي برجسته کننده ي ماليخولياي "دن کي" هو ته اي... لي دي دل سي ني ! مقصود آن که : The reason of the unreasonableness which against my reason is wrought doth so weaken my reason as with all reason I do justly complain on your beauty. و به ترجمه : The reason of your unreasonable usage of my reason does so enfeeble my reason that I have reason to expostulate with your beauty. و البته از ترجمه ي شيوا و روان و فصيح و بليغ - و غلط- محمّد قاضي بزرگ نقل قولي نمي شايست کردن.

مثلا همچه چيزي مي بايست بود : دنکي شاوتي : الاغ-عرعري که کاملا خردمندانه نام-گذاري ايست.