معشوق من!

...می دانی در قرق منی

قرق روز و شبم

ممزوج گوشت و خون منی

معشوق من!

 

هر چه نمی بینم ات

بیشتر عاشق می شوم

دیوانه ام که ببینم ات

روزهاست

درون منی

معشوق من!

 

تو را در خودم خواب می کنم

موهات را

می نوازم

شانه ات را

تکیه می دهم به رگبرگ هام

صبر می کنم

صدات را که به من نمی رسد

نمآهنگ جنون منی

معشوق من!

 

در من تکان های تو

در من دست های تو

در من چشم های تو

در من هوای تو

درمن های های  تو

تکثیر می شود

 

در بهاری که گنجشک هاش

جور دیگری می خوانند

معشوق من!

/ 15 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید علیرضارئیسی گرگانی

سلام و عرض ادب و احترام دارم محضر استاد بزرگوار خواهر فرهیخته چوقادی بی صبرانه منتظر حضور نورانیت هستم در کشکول رئیسی به ادرس http://kashkoolraeesi.mihanblog.com

ehsan

سلام خانم چوقادی.تبریک میگم بابت شعرای زیباتون.راستش من 21 سالمه گهگاهی شعر میگم اما به شدت احتیاج به مشاوره و راهنمایی دارم.احتیاج دارم کسی شعرامو مورد نقد قرار بده .کمکم کنه پیشرفت کنم.اگر کمکم کنید مایه افتخاره و خیلی ممنون میشم.آدرس میل من: nobahare_sabz@yahoo.com منتظر جوابتون هستم.آرام باشید و سلامت

باران

سلام. راستش احساس کردم مادربارداری برای کودکش شعرگفته.

عابد اسماعیلی

وقتی که عشقت توی دستت هست یعنی نیست معنای بودن با گلت در اصل بی معنیست

اکرم حیدری

سلام وبلاگ ِ سنگریزه با 2 غزل به روز شد اکرم حیدری/ رشت اردیبهشت 92

کبری موسوی قهفرخی

سلام دعوتید به یک غزل

مسافر تنها

در پیش چشم دنیا دوران عمر ما یک قطره در برابر اقیانوس در چشمهای آن همه خورشید کهکشان عمر جهانیان کم سو تر از حقارت یک فانوس افسوس "حمید مصدق"

حسن

آفرین خیلی عالی