...



من مات دست های تو ام مثل آهوی خيره توی تن کاشی
تو محو رنگ ها و خودت هستی محو همين قواعد نقاشی

که يک حصار رنگی تو در تو را می کشد مقابل چشمانم
سبز و سفيد و قرمز و اخرايی زرد و سياه و قهوه ای و ماشی

حالا بجای پرتره ی يک مرد آزاد و بی خيال و رها در تو
در گير و دار يک غزل نابم در گير خط و نقطه - من ناشی

هی سيب سيب می کشم و غمگين هی سرخ سرخ می کشم و مغرور
هی خيره خيره می کشم و آهو هی دست دست می کشم و کاشی

XXX
تو کنجکاو اين همه نامفهوم تو کنجکاو اين همه ناممکن
از من سوال می کنی و آنوقت می گويم اين غزل که شما باشی

محصول يک خيال پر از رنگ است محصول خط و خيره و دست و سيب
توضيح اين که: صورتی . آبی! تفسير اين که : قهوه ای و ماشی!


SPAINTING%2008.jpg

/ 36 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعیدی راد

سلام. غزل اول را که خوندم جو منو گرفت و همه صفحه رو پرينت کردم تا سر فرصت بخونم.!... دست مريزاد!

هادي نيلي

سلام. می‌خواستم يه چيزی بنويسم اما ديدم اين همه آدم حسابی حرف زده‌ان من ِ ناحسابي چي دارم بنويسم؟! ..... راستي احوال شما؟!

نیما عابد

سلام.شاد باشيد.من مدام به ياد دوستان هستم.اما وبلاگ پاره ای از رفقا راه نميداد از جمله شما.غزل ريبا و دل انگيزی ست:)

ali hooshmand

با سلام !غزل شما را خواندم و ذوق زده شدم .غزلی با اين ساختار قوی وزبان محکم را اين روزها کمتر می بينم .موفق باشی

فری

کرگدن فقط شعر راحت را می پسندد تو دلگیر نشو.... کرگدن است دیگر با قلب لطیفش!

zs

سلام.قشنگ بود.خيلی قشنگ.بازم ميام سراغت.

amir e ghaafeleh

har ki har chi mikhaad injaa bege , man ke indafe kheyli haal kardam baa in yeki , baahaal bood ammaa albatte chiz e noii nadaasht , vali HAAL daad .

reza

سلام . نميدونم چقدر شعرهای محمد سعيد ميرزايی را خوانده ای . اگه بدت نياد ميگم نحو زبان غزل هات بوی غزل های اونو داره >البته که اين شايد بد نباشه.اما تلاش کن زبان خودت رو پيدا کنی .موفق باشی

Farideh

سلام زينب جان. غزل زيبايی بود... مرسی.