قرمز!

Slide01.jpg



شب يک نفر مرد يا زن در زير يک نور قرمز
هی راه می رفت تنها هی مايع شور قرمز

از چانه اش چکه می کرد از جای زخمی قديمی
از جای زخمی شبيه يک دو سه هاشور قرمز

می خواست تا بی خبر در حجم خيابان بميرد
هی فکر می کرد شايد يک جرعه انگور قرمز

پلکش پريد و به ياد بی تابی خانه افتاد
شايد کسی فکر او بود شايد در آن دور قرمز

شايد کسی فکر او بود شايد ... ولی نه! محال است
جايی ندارد ـ ندارد ـ يک روح منفور قرمز!
XXX

شب زير پل ساکت و سرد افتاد و زنبور قرمز
دور تنش پرسه می زد.... دور تنش پرسه ... وزززز وزززززززز

/ 27 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صالح دُروند

سلام خانم چوقادی!واقعآ فوق العاده بود غزلتون. من که کلی کيف کردم.قافيه های شعر خيلی خوب با رديف چفت شده بودن. ممنون تا بعد...

ابراهیم اسماعیلی

سلام.خسته نباشين.من هم فکر می‌کنم که بايد به توصيه‌ی عموجواد عمل کنم و خودم رو قاب کنم و بفرستم يه جای ديگه.غزلت خوبه ولی يکی دوتا از رديفها به خوشی بقيه ننشستن.همونجايی که شايد به حکم قافيه‌های ذهنی ترکيب‌ها شفافيت قبلی رو از دست دادن.در مورد بيت آخر هم هنوز دارم فکر می‌کنم.

qazal

سلام . لذت بردم . تا بعد ؛ مخلص ؛ غزل .

نيروانا

خيلی نامردی اگه نيايی!!!من بليت گرفتم!!!!بدجنس خان ديگه دوستت ندارم!!!!!!!!!!!!!

سعیدی راد

وززززززززززز وزززززززززز قشنگگگگگگگ بوددددد وزززز

ايمان

چهل جرعه چهل جرعه دارم هی پا به پا می کنم ...نگفته بودی اينطور می شود آدم ..سلام مرا به دنيای خودتان برسانيد ...

سيد محمد كارگر

سلام... خسته نباشيد... اگه شد يکشنبه يه کم زود تر بیا یید در مورد اين طراحی چند تا سوال دارم... ۵.۴۵خبرشو بده ... ممنونم

مهدی فرجی

ها زبون درآوردی دوباره .ميگم موشه بياد بخوردشا. ديگه خبری ازت نيس. کرگدن منم ولی تو پيش هستی ههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

aasmaan

سلام! کجاييد شما؟ يامن خبرندارم...!؟... راستی دست آخر قونيه را جيبم ياری نداد! چه بد! طوری نيست. شما هستی انگار همه هستند. به ليلی سلام آتيشی برسانيد بگوييد دلم برای او و آن رفيق نامهربانش اندازه ی يک سر سوزن است. شنيده ام که حسابی به صرافت فوق افتاده ای...ايشاللا موفق مي شوی... خلاصه من از هرکس که بتوانم جويای حالتان هستم . شادوتندرست باشی...قربانت...جواد