03p.jpg

ناگهان
خداوند
آغوش
می گشايد گيسوانم را

بی گمان که بر باد داده ام تا می نويسم
از «بی گمان» که بگذريم...
از ... که بگذريم

می ماند «من» و «گيسو» و «آغوش» و خداوند
که تا می نويسم ؛تاب می خورم؛
تکيه می دهم به آغوش

خداوند می نويسد بی گمان
از بی گمان که بگذرد می رسد به « تاب می خورد»


«تاب می خورد»
-زلف بر باد داده-

ناگهان
خداوند
آغوش
می گشايد!

/ 38 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پاشا هاني

سلام زينب‌خانوم. سال نو مبارك. ان‌شاءالله كه واسه‌تون سال خوبي باشه؛ براي آنان كه دوست‌شان مي‌داري هم! راستي يه سري به ما بزنيد، خوش‌حال مي‌شيم؛ وبلاگ‌ام رو مي‌گم! لينك هم اگه دادي كه ممنون مي‌شيم. راستي مي‌گن شب‌عيديه گربه‌ها رو مي‌گيرن(به‌خصوص اگه دور و بر دانش‌كده‌ي ادبيات آفتابي شن)! -->اينو حضرت قسطنطنيه فرمودن!! تا درودي ديگر، بدرود...

adamak

اووووووووووووووووووووووووه! کجايی بابا؟.............

mahi dar khak

fekr konam zeeAdi gas e eeesfahoon khordi. hamash taghseereh vahdateh!!!

فري

سلام. حالا كه اومدي به روز كن ديگه. در ضمن كرج قضيه اش چي بود؟؟ حالا من تنبل خانم يا شما؟؟

نیما عابد

سلام.شرمنده کامپيوتر شدم که نگذاشت روز اول هفته را با سلام آغاز کنم.

nasrin

سلام . پيغامتون رو که ديدم گفتم حتما مطلب جديد در بلاگتون زدين !!!! دوباره سر ميزنم . تا بعد !

lili

سلام . شما هم انگار نيستيد . مسافرت خوش گذشت ؟ صد سال به اين سالها .

reyhaneh

سلام ....بلاگ خوبی داری موفق باشی!!!يا حق

adamak

سلام عرض شد! ببين هر بلايی که سرت بياد حقته! ما رو بگو که بدو بدو اومديم ببينيم خانوم خانوما بعد اين همه وقت چی برامون نوشته که اين جوری پوزه مون خورد به ديوار!!!! چطوری تنبل خانوم؟!!!! رسيدن به خير...شاد باشی...تا بعد...

اكبر جعفري

دخترانه هاي تو را خواندم و لذت بردم .كلمات در شعرهاي تو مي رقصند مثل درخت در شب بارون. با همه اين تفاصيل لذتي كه در شعر زنانه هست در شعرهاي مذكر كمتر ديده مي شود يا اصلاديده نمي شود . باران اگر ببارد/ باران/اينجا ترانه هاي تو بسيار است / باران اگرببارد/بر اين همه ترانه /نام تو خيس جنگل هشيار /روياي تو /در اين سكوت مطلق وبلاگ /اسم شگفت توست اي دختر هميشه ي سرشار برايت آرزوي روزهاي خوب وشعر آفرين دارم .