سر نوشت:

سلام. بودم اما نمی نوشتم. حسش نبود. حالا هست.

غزل:

انگورهای روشن و شفاف رنگی ات

در آن دوچشم شرقی آهوپلنگی ات

رنگ شراب خام کمین کرده تا غزل

مثل غزال رام ... به دام قشنگی ات

می افتم و چقدر نگاه تو دیدنی است

با بازی همیشگی گل به رنگی ات

تو یک خیال دوری در رود های درد

در دردهای لکنت این بیت ها که من

مثل همیشه قافیه را  باختم ببین!

من دستپاچه ام به خدا چون قشنگی ات

یکباره واژه های مرا محو می کند

با آن هجوم یکسره ی روم و زنگی ات

بودای من چقدر تو را می توان نبود!

در من هنوز خاطره ی روح سنگی ات

مثل شکنجه ای است که هی تازه می شود

با یونسی  که مانده اسیر نهنگی ات!

***

تو یک خیال دوری در رودهای درد

در آن دوچشم شرقی آهو پلنگی ات...

/ 130 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سيامک

سلام دوست من !..خوبيد؟...خوشحال شدم از اينکه غزلهای تازه تان را خواندم و مثل هميشه لذت بردم ..غزل اخيرتان هم به خصوص در نيمه آغازين بسيار دلنشین بود ... شاد باشید و برقرار

عليرضا بديع

قیصر امین پور هم رفت ... به روزم با صبحانه ی اشک ...

مهدی معارف

سلام دوست خوبم === برکه ی مهتاب با غزلی به روز شده است === منتظر نقد و نظر ارزشمندتان خواهم ماند === شاد و در پناه حق بمانيد

حسام

سلام دکتر خوبی ؟ راستی چرا فيلم رو... لی لی ها به روزن

فريدون ضرغامي

استفاده کردم جالب بود باشعر قايق منتظر نقد ونظر شما هستم

سيد محمد امين جعفری

سلام همانطور که از شما انتظار می رفت زيبا و محکم بود اين غزل. پارسال در داوری جشنواره ی رضوی شيراز از شعر های کليشه ای زيادی که خوانده بوديم خسته شده بوديم که شعر زيبايی خستگی را از ما و ما را ازخستگی گرفت. بعد از باز کردن کد متوجه شديم شعر شماست.هر چند برگزيده شديد و به شيراز نيامديد اما آن شعر انگيزه ای شد تا به اين وبلاگ سری بزنم و مهمان شعر خوبی بشوم. زنده باشيدو برقرار

سيروس عبدی

سلام غزل زيبايی بود خانم چوقادی پيروز باسيد

حمید سهرابی

خبر زیادی نیست... فقط بعد از چهار ماه به روز شده با دلخوشی های همیشگی اش... کمی حرف های همیشه و کمی هم شعر... آخرین پنجره به روز است!