دنیا دوبا... دوباره مرا چرخید   دنیا دوبا... دوبا ... متحول شد

با دو به دو کنار تو رقصیدن    با دو به دو کنار تو کامل شد

با لکنت همیشۀ من در... در....   در گفتن از نگاه پریشانت

در قصۀ بلند تو که مثل  یک شاهنامه نقل محافل شد           

تو زنده رود شعری و روز و شب   در ریشه های من جریان داری

این رشته های تشنۀ بی سامان به رود خانه ای متوسل شد...

یک حس مضطرب که درون من  زنبور های زخمی قاتل بود

در کند و کاو کندوی لب هایت  با آن همه عسل متعادل شد

پیچید شاخه شاخۀ من در تو  پیچید شاخه شاخۀ تو در من

و اتفاق ما همه جا پیچید  و اتفاق ما متسلسل شد...

دنیا دوبا... دوباره مرا چرخید   دنیا دوبا ... دوباره مرا پیچید

گرداب های این همه پیچاپیچ  با دو به دو کنار تو... ساحل شد.

"زینب چوقادی "