مردان شريف و شيعه ی درباری

گفتند علی فقط : مصيبت ... زاری

سالی دو هزار بار فرق تو شکافت

با اين همه ابن ملجم تکراری

٬٬٬

يک روز زمين و آسمان می جوشد

خون در رگ های شيعيان می جوشد

امروز اما دريغ امروز اما

از حلق بريده ی تو نان می جوشد

٬٬٬

اين پيکر پاره پاره ی قرآن است

مضمون شريف سوره ی انسان است

بايد که سکوت را تلاوت بکنيم

اينجا که يزيد هم زيارت خوان است

٬٬٬

ظهر و عطش و خون و پريشانی بود

بيداد و  ريا و جهل و ويرانی بود

چيزی که تو را کشت ميان ميدان

يک دشت پر از پينه ی پيشانی بود

٬٬٬

قامت افراشت زن ميان ميدان

تفسير شد آيه آيه های قرآن

می گفت که ربنا تقبل منا

هذا القربان رب هذا القربان