من يک قوطی شامپوی سياه رنگم
با کفش های سفيد نوک تيز
که خط های مورب زرشکی دارد

می خواهم جهان را با همه ی مخلفاتش
در يکی دو کلمه
بالا بياورم
به خداوند نزديک تر بشود !
بالا می آورم
به خداوند نزديک تر می شود ...
من يک قوطی شامپوی سياه رنگم
با کفش های سفيد نوک تيز
که سايه ام با همه ی کاج ها
قاطی شده
با همه ی کاج های سياه
که کفش های سفيد نوک تيز دارند
با خط های مورب زرشکی
و در خيابان ها
راه می افتند
صبح ها
با عجله تا دانشکده
...
من يک سياه رنگم
با سفيد
با مورب زرشکی
که دلم ضعف می رود
برای اين که بالا بياورم
جهان را
و چنان اين شعر را به هم بپيچانم
که سرم گيج برود
بالا بياورم
طبقه ی دوم
کلاس ۲۶ را
بالا...
« آشنایی با علوم قرآنی » را
بالا...
که به خداوند نزديک بشود
پايين
کاج ها سبز لجنی اند
در دود ...