می خواهم نبش قبر کنم گور سرد خودم را . فقه نمی دانم آقايان ... حکمش چيست؟
... اعتراف می کنم بيست و يک سال است که زنده بگور شده ام. خداوند هر روز برايم سبدی ميوه می آورد ... خداوندگفته جايی درز نگند وگرنه جيره ی هر روزه ام قطع خواهد شد ... قطع خواهد شد ... شد.

کلمه کلمه کلمه ها ....... کلمه ها ها ..... کلمه هاهاهاهای هو ها هی هو....
ـ ساکت ساکت ! داد گاه رسمی است به جرائم خداوند به موقع رسيدگی خواهد شد...

ـ بله می گفتم من به مکان شرقی رفته بودم که.... گيسوانم را در چشمه ی ... که روح در رگانم جاری شد و پيشانی مرا بوسيد.... کلمه ی کوچک من که به تازگی متولد شده در مهد با شما سخن خواهد گفت.

کلمه های های هو ها هو هی ی بزرگ کلمه های بزرگ ...
- ساکت ساکت ! کلمه ی کوچک چون به سن قانونی نرسيده نمی تواند پاکدامنی زن را گواهی دهد اين کافر به موجب قانون صد و نود چند مجازات نمی دانم چه متهم شناخته شده و به حکم اين دادگاه بايد کلمه را ببلعد.
؛؛؛
من کودکم را به سينه می فشارم و زنده بگور می شوم...و هر روز با سياهه ی خشکيده ی چشمانم روی ديوار های سنگی می نويسم می نويسم و از همه مهمتر می نو يسم...

... دارم کاغذ کاهی را توی دهانم خيس می زنم... چه جوهر تلخی داری فرزندم!