ديشب

پيامبری تاتاری

از آهوی باکره ای

در ختن

- زاده شد-

*

زاده شدم در يک خانواده ی آرام

در يک شهر کوچک

در بيمارستان سميه

لا به لای ملافه های دررررررررررررررررررررررررد

در  نيمه ی پاييز

بی که چشمه ای ...

سرازير شد

پيامبر تاتاری من

از بلندايی

با گيسوانی آشفته

با شقيقه های بر افروخته

در گودی چشمان آهويی

که نوزاد زيبايش را می ليسد

با درررررررررررررد

*

تاتار ها را سرازير می شوم

بی رودربايستی

در پاييز

که برگی ريخته باشد

بی رودربايستی

تاتارها را سرازير ميشوم

با دررررررررررررررد

در سايه ی درختی که ايستاده است در من

پر بار

زاده می شود پيامبری 

در من

پر بار

...