مثل اشک اشک شوق می رسی چه ناگهان !
مثل «يا مقلب القلوب» مهربان

در دلم نشسته ای چه پاک و بی نظير
باز مثل شعر مثل عشق ناگهان

باورت چه ساده است این تویی تویی
مثل آفتاب بی دلیل بی گمان

تو بهانه ی غزل سرودنی ولی
واژه ها چه گنگ می شوند پیشتان

تاب گفتگو نمانده است بی صدا
چشم های خسته ی مرا خودت بخوان

وقت رفتن ام چه زود می رسد ولی
یا مقلب القلوب ! پیش من بمان ...

بهار ۷۹