مرا گريستی
با زيبای چشمانت
- تا همه ی باران باريد -
- تا همه ی برگ ريخت -

با آرام دستانت
وقتی دريا به بهانه تا افق خزيد
يکه از «به تنهايی» گذشت
«به تنهايی» نديده عاشقت شده است
- دريا هم -
موج می زند در نگاه کلمه ی «شما»:
.. - شما -
و روی تکه کاغذ های بی دستور
شاعرانه می شود:
- مرا گريستی به تنهايی -