هزار بار پس از من

پرستيدن تو را آه دم ها !

 با قاشق و چنگال نقره هورت می کشند

من تنها نفس می کشم با هوات

که خيل بد است اين روزها

روز های هات ...

 هوات شده مثل يک خيال

 د           و          ر

دوره می کنم  با ميل

ميل فراوان

حدود دويست و هفتاد و چند بار نام تو ...

نام تو

حرامم باد

ميل فراوان ...

حرامم ...

ميل ...

«حرامم باد اگر من جان بجای دوست بگزينم »